مهدى مهريزى وهادى ربانى
34
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )
دورهء غيبت ، مطابق با مبانى شرعى اتّفاق بيفتد و تحقّق پيدا بكند ، بلكه نظامى كه مىتواند در عصر غيبت و در دورهاى كه دسترسى به امام معصوم ميسّر نيست ، قدرى از ستم را در جامعه محدود كند و با رنجها و آلام گستردهاى كه از سوى استبداد مطلقه بر گردهء مردم وجود داشت بكاهد . تحقّق آن مقدارى از عدل كه ميسّر است ، براى مجتهد مبسوطاليد يا هر انسانى كه مىتواند به اندازهء توانايى در اين راستا فعاليت كند ، هم بنياد عقلى دارد و هم بنياد شرعى . بنا بر اين ، هيچ مسلمانى بخصوص مجتهدان و مراجع نمىتوانند در شرايطى كه استبداد مطلقه بر كشور حاكميت دارد ، نسبت به اجراى آن مقدار از عدالت كه ميسّر است بىتفاوت بمانند و مردم را در اوج ستم و مصيبت به حال خود رها كنند . بنا بر اين ، تحقّق عدل و تحديد ظلم ، يكى از مبانى آخوند خراسانى بود و به آن توجّه جدّى هم نشان داد . من نگاه آخوند و مبانى نگاه وى را در همراهى مشروطيّت نمىگويم . مشروطهء مشروعه را در همراهى وى در اطلاعيهها ، اعلاميهها و نوشتههاى خود او و شاگردان ممتاز او مىتوانم ارائه كنم ، امّا به دليل آن كه فرصت كوتاه است به دو سند اشاره مىكنم . بدين معنا كه عدل و تحقّق آن به مقدارى كه در عصر غيبت ميسّر است وظيفهء مسلمانان است و بر آنان واجب است . و مرحوم خراسانى با توجّه به اين بنيان به حمايت از مشروطيّت پرداخت . شيخ ، رسالهء كوتاهى دارد كه ناشناخته است و من تصادفاً آن را پيدا كردم . رساله ، عنوان ، نام و تاريخ ندارد امّا از محتوا و مباحث آن بر مىآيد كه در آستانهء گلوله باران مجلس توسط محمّد على شاه نوشته شده است ، و به دنبال شبهاتى كه در باب حرمت مشروطه مطرح شد و مواضع متعدّدى كه عليه مشروطه از سوى جناحهاى مخالف مشروطه گرفته شد . من نام اين رساله را بر اساس محتواى آن گذاشتم « علاج امراض مهلكه » . سخن آخوند در بارهء اين مطلب است . مىگويد : 1 . كشور ، زير يوغ استعمار قرار دارد . مردم بىهيچ قاعده و مبنايى مورد